تبلیغات
انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی - میراث سیاسی شیعه و مسئله سوریه
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

مرتبه
تاریخ : جمعه 16 دی 1390

شروع انقلاب های مردمی كشورهای اسلامی منطقه با رویكرد ساقط كردن دیكتاتورهای وابسته به غرب وقتی روی غلتك افتاد، صدای مشابهی نیز از سوریه شنیده شد.

در كشور سوریه پس از كودتای حزب بعث به ریاست سرهنگ حافظ اسد و سپس فرزندش بشار اسد، بیش از 40 سال است كه حكومت را در دست دارند. ضلع شمالی جبهه عربی ضد اسرائیلی تنها باقی مانده لشكر اعرابی است كه در جنگ های شكست خورده با اسرائیل موضع جدی خود را در به رسمیت نشناختن اسرائیل و مذاكره نكردن با این رژیم جعلی حفظ كرد، اما اقدام عملی چشم‌گیری را نیز در برابر آن انجام نداد.

اخوان المسلمین، یكی از بزرگ‌ترین و پرشعبه و شاخه‌ترین حزب اسلامی جهان بعد از اوج گیری انقلاب اسلامی، دست به اقدام زد و با قتل عام 80 دانشجوی دانشكده نیروی هوایی شهر حمص، از سوی حافظ اسد به شدت سركوب كرد و چندین هزار نفر را به قتل رساند.

دولت سوریه علی‌رغم ریشه های علوی، سویه های عملی خود را سكولار انتخاب كرده است و حكومت دینی و یا دین ورزی حكومتی در آن جایی ندارد. شعار اصلاح و اسقاط نظام در سوریه از مناطق سنی نشین كه اكثریت جمعیت این كشور است، آغاز شد. پسر روشی تقریبا مشابه پدر در پیش گرفت و با سركوب شدید مخالفان مسلح به همراه حاضر كردن هواداران خود در خیابان ها سعی كرد شیرازه كار را از دست ندهد.

اما شروع اولین جرقه های مخالفت با اسد با پوشش گسترده رسانه ای عربی و غربی و عبری منطقه اجابت شد. منضم كردن و مشابه سازی حركت مردم سوریه در كنار حركت های دیگر مردم منطقه قرار گرفت. فعالیت های گسترده دیپلماتیك غرب و آمریكا علیه سوریه با شعار حمایت از دموكراسی خواهی مردم سوریه، تحریم و تهدید و بمباران اظهارنظرهای مقامات دیپلماتیك تلاش كردند تا بشار اسد را به سمت انزوا و فروپاشی سوق دهند.

حمایت گسترده و سریع مقام معظم رهبری و به دنبال آن تمامی دستگاه های سیاسی و رسانه ای جمهوری اسلامی از بیداری اسلامی مردم منطقه و ساقط شدن دیكتاتورهای مصری و تونسی با این سوال مهم مواجه شد: سوریه چه؟

در داخل این سوال ذهن و دغدغه عمده فعالان سیاسی شد كه چه موضعی باید در این زمینه اتخاذ كنند. از سویی دولت سوریه دولتی با وضعیت خاص سیاسی و رفتاری و از سوی دیگر متحد سیاسی بین المللی جمهوری اسلامی است، حال یك حركت انقلابی از سوی بخشی از مردم سوریه به علاوه حمایت جدی غرب و امیران عرب منطقه از این حركت، چه باید كرد؟ چه باید گفت؟ آیا اتفاقی كه در سوریه افتاده، بیداری اسلامی است؟ آیا حمایت از بشار اسد سیاست صداقت و حریت جمهوری اسلامی را زیر سوال نمی برد؟ حمایت از انقلاب مردم مصر، چون مبارك آمریكایی بود، مخالفت با انقلاب مردم سوریه چون بشار اسد طرفدار جمهوری اسلامی است، چه باید كرد؟

تأخیر و تعلل مسئولان جمهوری اسلامی و رسانه های خبری داخلی در قبال وقایع سوریه بسیار طولانی شد. حمایت از سوریه مساوی بود با حمایت از دیكتاتوری و سندی بود بر حمایت جمهوری اسلامی از حركت های مردمی منطقه. حضرت آیت الله خامنه ای در سخنرانی راهبردی خویش در سالگرد وفات امام خمینی(ره) به شكلی صریح و بی پرده از عدم حمایت و بدبینی ایران نسبت به اتفاقات سوریه خبر داد. ایشان بر خلاف تصور رایج كه انتظار داشت، رهبر انقلاب حمایت خود از نظام سیاسی تك حزبی سوریه با ابهام و یا احتیاط برخورد كند تا از تهمت حمایت از دیكتاتوری دور شود، از این شفافیت شگفت زده شدند.

برخی مغرضین داخلی و خارجی نیز با مسرت از این اتفاق كه همان طور كه پیش از این گفته اند ایران یك كشور ضد دموكراتیك است و حمایتش از وقایع منطقه سیاسی است، این بار به زعم خود، سندی روشن و قطعی در حمایت از دیكتاتوری و مخالفت با حركت های مردمی به دست آوردند. این دسته با ساده سازی مسائل سیاسی اجتماعی از مخاطب خود انتظار دارند تا با دسته بندی فضای سیاسی جهانی به دیكتاتورها و دموكرات‌ها، نفی یكی را مساوی دیگری بدانند. رسانه های غربی با پوشش گسترده این عدم همراهی ایران با مخالفان بشار اسد، ایران را مخالف انقلاب های مردمی منطقه و یا یك بازیگر سیاسی و منفعت محور بازنمایی كردند.

تاریخ معاصر ایران اسلامی و حركت روحانیت شیعه در یكصد و اندی ساله اخیر موارد مشابهی از این رفتار را در خود دارد. شیخ فضل الله نوری یكی از سه روحانی برجسته حركت مشروطه بعد از مدت كوتاهی به یكی از مخالفان سرسخت مشروطه تبدیل شد. شیخ فضل الله نوری اساس مشروطه را فاسد شمرد و خواستار اصلاح و مخالفت با جریان آزادیخواهی رایج در كشور شد. حركت شیخ از بخت بد با مخالفت های گسترده و جدی محمدعلی شاه با مشروطه و سپس به توپ بسته شدن مجلس و دوره استبداد صغیر همراه شد. شیخ فضل الله نوری پس از سقوط محمدعلی شاه و فتح تهران به دست مشروطه خواهان به جرم حمایت از استبداد و مخالف با آزادی محاكمه و اعدام شد.

وی در تشریح مواضع خود می گفت: ‌«من والله با مشروطه مخالفت ندارم. با اشخاص بی دین و فرقه ضالّه و مضلّه مخالفم که می خواهند به اسلام لطمه وارد بیاورند. روزنامه ها به انبیا و اولیا توهین می کنند و حرف های کفرآمیز می زنند. علمای اسلام مأمورند برای اجرای عدالت و جلوگیری از ظلم. چگونه من مخالف با عدالت و مروج ظلم می شوم؟ من در همین جا قرآن را از بغل خود درآورده، قسم خوردم و قرآن را شاهد عقیده ام قرار دادم که مخالف مشروطه نیستم. معاندین گفتند این قرآن نبوده است، بلکه قوطی سیگار بوده، حال با همچو مردمی چگونه مخالفت نکنم؟ چگونه بی طرف شوم و سخنی نگویم؟ من مخالف اساس مشروطیت نیستم؛ بلکه اول کسی که طالب این اساس بود من بودم و فعلاً هم مخالفتی ندارم امّا مشروطه به همان شرایطی که گفتم که قانون اساسی و قوانین داخلی مملکت باید مطابقت با شرع داشته باشد.»

شیخ می گفت:‌ «مشروطه‌ای را كه از دیگ پلوی سفارت انگلیس سردرآورد، نمی‌خواهد.»

رسانه های آن زمان فضای سیاسی را چنان بر شیخ فضل الله تنگ كردند كه خیمه عزاداری و تحصن شیخ در حرم شاه عبدالعظیم به آتش كشیده شد ودفتر روزنامه اش به جرم حمایت از محمد علی شاه مورد هجوم مردم قرار گرفت.

چند سالی بیشتر از این ماجرا نگذشت كه آیت الله سیدحسن مدرس تمام قد با ایجاد "جمهوری" در ایران و الغای ‌سلطنت قاجار مخالفت كرد. سردار سپه رضاخان با طرح جمهوری خواهی در جامعه ایرانی با كمك رسانه های خود و نظامیانش از سراسر كشور برقراری مدل جدید حكومتی جمهوری را خواستار بودند ولی مدرس با اقلیتی اندك در مجلس و با حمایت بخشی از مردم تهران طرح جمهوری را در مجلس ملغی كرد. اما بالاتر از آن مدرس با تهیه طرحی به دنبال بازگرداندن احمدشاه از اروپا و كودتای مسلحانه عشایر غرب ایران علیه رضاخان بود، كه به دلیل سستی احمدشاه قاجار عملیاتی نشد. تلاش های مدرس در جهت بقای سلطنت قاجار و مخالفت با جمهوری نیز از سوی رسانه ها حمایت از دیكتاتوری و استبداد تلقی شد.

مدرس در توضیح اقدامات خود می گوید:‌ «من با جمهوریِ واقعی مخالف نیستم؛ ولی این جمهوری كه می‏خواهند به ما تحمیل كنند بنا به اراده ملّت نیست، بلكه انگلیسی‏ها می‏خواهند به ملت ایران تحمیل كنند و رژیم حكومتی را كه صددرصد دست نشانده و تحت اراده خود آنها باشد، در ایران برقرار سازند. اگر واقعا نامزد و كاندیدای جمهوری، فردی آزادی‏خواه و ملی بود حتما با او موافقت می‏كردم و از هیچ نوع كمك و مساعده با او دریغ نمی‏نمودم.»

بعضی از ساده دلان پهنه سیاسی را با سادگی ارزیابی كرده و انتظار دارند تا همگی نیز از منطق كودكانه آنها پیروی كنند تا هر ندای آزادی خواهی را حمل بر صداقت و حقانیت ارزیابی كنند و از آنها حمایت كنند. از سوی دیگر هر سركوب و خشونتی را زشت برشمرند و خواستار محكومیت آن باشند. آنان موضع سیاسی خود را مخالفت با ظالمان می دانند كه هیچ ظالمی با ظالم دیگر تفاوتی ندارد. اسرائیل، آمریكا، سوریه و حتی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در مقابله با فتنه گران در چشم اینان یكسان هستند. این رویكرد از سوی مدعیان اخلاق و مذهب در فضای سیاسی و حاملان ادبیات دینی طرفدار بیشتری دارد. اگر غرض ورزی و نیات پلید در نظر گرفته نشود، عجیب آن است كه همیشه دولت های ضد آمریكایی و ضد اسرائیلی هستند كه در اولویت مخالفت و انتقاد این قشر قرار می گیرند و با لطایف الحیل نقد و هتك اسرائیل و آمریكا در اولویت دوم قرار می گیرد.

اما ذكاوت و هوشیاری روحانیت اصیل شیعه در طول تاریخ در خشت خام چیزی دیده است كه نوباوگان سیاسی در آینه هم قادر به دیدن آن نیستند. امروز كه یكصد و اندی سال از مشروطه انگلیسی گذشته و 80 سالی از نظام رضاشاهی گذشته است، دوراندیشی و تیزبینی سیاسی مدرس و شیخ فضل الله نوری در دیدن دست انگلستان و استعمار در پشت حركت آزادی خواهانه به ظاهر مردمی تحسین و تقدیس می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای نیز با قاطعیت اصل اساسی در سیاست بین الملل اسلامی جمهوری اسلامی در قبال حركت های مردمی منطقه در یك جمله این گونه بیان می كنند كه هر جا نفع اسرائیل و آمریكا در آن باشد، این حركت در مسیر غلطی است. راهبردی كه در آن نیاز به جزئیات و اخبار پشت پرده و تفصیلی هم نیاز ندارد، حمایت وسیع و گسترده عربستان، آمریكا و اسرائیل از معترضان سوری ره به تركستان دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) در تشریح موضع ایران نسبت به سوریه می فرمایند‌: «شاخص عمده در حركت مردمىِ این كشورها سه چیز است: یكى اسلامى بودن، یكى ضد آمریكا و صهیونیست بودن، و یكى مردمى بودن. این شاخص در همه‌ى این كشورها مشترك است. ملت مصر كه یك ملت شاخص در دنیاى عرب و دنیاى اسلام است، ملتى است كه این نهضت را به راه انداخته است، این انقلاب را در كشور خودش به وجود آورده است، هم اسلامى است، هم مردمى است، هم صریحاً ضد آمریكا و ضد صهیونیستى است. بقیه‌ى كشورها هم همین جور.

 موضع ما در مقابل این حركتهاى مردمى روشن است: هر جا حركت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریكائى است، ما با این حركت همراهیم؛ اما اگر در جائى ببینیم با تحریك آمریكائى‌ها، با تحریك صهیونیستها، یك حركتى به راه افتاده است، با آن حركت همراهى نمیكنیم. ما با حركتهاى ضد آمریكائى و ضد صهیونیستى همراهیم. آنجائى كه خود آمریكا و خود صهیونیستها وارد میدان میشوند تا یك رژیمى را ساقط كنند، تا یك كشورى را اشغال كنند، آنجا ما نقطه‌ى مقابل حركت آمریكائى‌ها قرار میگیریم. آمریكا نمیتواند به نفع ملتهاى این منطقه فكرى بكند و كارى بكند؛ هر كارى میكنند و هر كارى تا امروز كردند، بر علیه ملتهاى این منطقه بوده است. این موضع ماست.»
 1390/03/14بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)

همان طور كه در صدر آمد، این گونه موضع گیری ضداسرائیلی و ضدآمریكایی نه تنها بی سابقه نیست بلكه رویكردی است كه حقانیت خود را در طول تاریخ ثابت كرده است. هر چند رسانه های امپراتوری سلطه بخواهد این رویكرد را ناشی از استاندارهای دوگانه و عدم صداقت جلوه دهد. برعكس ناشی از شجاعت و شهامتی است كه از صداقت متكی به میراث سیاسی شیعه در ضدیت با سران كفر و استكبار  برخاسته است.

البته امروز كه ملت های منطقه یكی پس از دیگر سفیر اسرائیل را از كشور خود اخراج می كنند و اتحادیه اروپا طرح اخراج سفرای سوریه را مطرح می كند، حقیقت آزادی خواهی و اسلام خواهی بر بیداردلان روشن تر شده است.

منبع: رجانیوز




طبقه بندی: سوریه،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی، 
ارسال توسط حمید
آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما کدام عامل سبب دوام و انسجام بیشتر نظام جمهوری اسلامی ایران شده است؟





پیوند های روزانه
سخنان دکتر شریعتی
یادگار انقلاب
کارنامه دفاع مقدس
وصیتنامه ی شهدا
دانشنامه عاشورا
دانشنامه ی مهدویت
تدبر در قرآن
دانشنامه سوره ها

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

خرید vpn

قالب وبلاگ