تبلیغات
انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی - مطالب تونس
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 17 بهمن 1390
به گزارش  فرهنگ نیوز به نقل از مهر، "خالد عبدالمجید" اظهار داشت: آمریکا به دنبال مصادره قیام های عربی است تجدید انتفاضه را بهترین گزینه برای احقاق حقوق ملت فلسطین دانست.

وی افزود: باید این نکته را مدنظر قرار داشته باشیم که اکنون میان 2 خواست و هدف مناقشه وجود دارد. 1- خواست آمریکا و هم پیمانان آن که تلاش می کنند قیام های عربی را به نفع سیاست های خود در منطقه مصادره کنند و دیگری خواست ملت های منطقه و بیداری اسلامی است که با هدف تلاش برای برقراری دمکراسی، عدالت اجتماعی، آزادی و پیروزی حق بر باطل در کشورهای عربی صورت می گیرد.

عبدالمجید در ادامه گفت: من معتقدم پایداری و مقاومت در فلسطین و لبنان و حمایت سوریه و ایران از آن و نیز وحدت میان گروه های مقاومت در مقابله با طرح آمریکا در خاورمیانه و توطئه رژیم صهیونیستی در فلسطین تاثیر مثبتی بر بیداری اسلامی و ایجاد وحدت میان گروه های مقاومت خواهد داشت که به نظر من این مسئله سرانجام به پیروزی قضیه فلسطین منجر خواهد شد.
اسرائیل از تکروی های ابومازن و تصمیم گیری های یکجانبه وی در راستای ادامه مذاکرات بیهوده سازش بهره برداری می کند.

دبیرکل جبهه مبارزه مردمی فلسطین درباره ازسرگیری مذاکرات سازش میان تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی نیز اظهار داشت: اقدام ابومازن برای از سرگیری مذاکرات بیهوده صلح با اسرائیل و نیز دیگر اقدامات یکجانبه وی همچون تلاش برای عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد آب در هاون کوبیدن است و اقدامی به دور از استراتژی ملی و یکپارچه به شمار می رود.

وی در ادامه گفت: از سرگیری مذاکرات صلح با اسرائیل اقدامی یکجانبه از سوی ابومازن و هم قطاران وی در سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) به شمار می رود و بیانگر موضع گروه های مقاومت فلسطین نیست. عبدالمجید تصریح کرد: ما مخالف اقدامات یکجانبه ابومازن هستیم چرا که اسرائیل از تکروی های ابومازن و تصمیم گیری های یکجانبه وی در راستای ادامه مذاکرات بیهوده صلح بهره برداری می کند.

دبیرکل جبهه مبارزه مردمی فلسطین خاطرنشان کرد: به عنوان مثال ابومازن در اقدامی خودسرانه طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای 1967 را در سازمان ملل مطرح کرد شاهد بودیم که وی به دلیل موضع آمریکا، اروپا و کشورهای عربی که با احیای حقوق ملت فلسطین مخالفند موفق نشد و این امر پیامدهایی به همراه داشت و پیامد آن از سرگیری مذاکرات بیهوده سازش در امان بود. مذاکراتی که هیچگاه نتیجه ای در بر نداشته است.

وی در پایان اظهار داشت: ما در شرایط فعلی خواهان وحدت ملی و مقاومت علیه اشغالگری و تجدید انتفاضه هستیم چرا که مقاومت بهترین گزینه برای نابودی اشغالگران و آزادی اراضی فلسطین است.



طبقه بندی: فلسطین،  اخبار،  بمن،  لیبی،  مصر،  تونس،  بحرین، 
ارسال توسط حمید
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390
جوان مصری با شنیدن خطبه عربی رهبر انقلاب چه كرد/حكایت مظلومیت مسلمانان كوزوو/ جایگاه سخنان امام خامنه‌ای در خانه انقلابیون بحرین

 "اینجا تهران است اما نه تهرانی که پایتخت یک کشور به نام ایران باشد. اینجا تهران است یعنی پایتخت قلبی همه مسلمانان انقلابی جهان"؛ این را یک جوان مصری در صف ورود به سالن مرکز همایش‌های برج میلاد وقتی که می‌بیند روی کارتم نوشته شده "IRAN" می‌گوید. جوانی که پرچم قرمز و مشکی کشورش را بر دوش انداخته و پرچم ایران را با شوق در دست راستش گرفته و تکان می‌دهد.

به گزارش رجانیوز، اینجا مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد است؛ جایی که میزبان بیش از هزار نفر از جوانان کشورهای اسلامی است تا در کنفرانس "جوانان و بیداری اسلامی" حاضر شوند و شور انقلابی خود را با ایرانیان به اشتراک بگذارند؛ ایرانیانی که در آستانه ۳۳ امین سالگرد انقلاب اسلامی خود هستند و اکنون به حمایت از برادران خود در کشورهای عربی به‌پاخاسته‌اند.




ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار،  بحرین،  مصر،  تونس،  لیبی،  بمن، 
ارسال توسط حمید
تحلیل یك كارشناس امنیتی از ریشه تحولات بیداری اسلامی/
اوباما و كلینتون خیلی دست و پا می‌‌زنند اما واقعیت خیزش‌های عربی چیز دیگری است

سیاست‌های اشتباه اوباما در تعامل با ایران و لحاظ نکردن قدرت منطقه‌ای كشورمان در سناریویی که امریكا برای منطقه تدارك دیده است، رئیس‌جمهور امریكا را در بن بست قرار داده است، به‌طوری كه با تشدید فشارها از یک سو و استقامت ایران در مقابل این فشارها با تکیه بر مولفه‌های قدرتش در منطقه، و در شرایطی که با محاسبات استراتژیست‌های امریكایی مرحله بعدی این فشارها عملا حمله نظامی به ایران است، اوباما به دلایلی مختلفی که هر روز بخشی از آنها در رسانه‌های امریكایی منتشر می‌شود، این امکان را غیر قابل اجرا می‌بیند، و این بن بست می‌رود تا انتخاب او در آبان ماه 2012 را بار با مشکل جدی مواجه کند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: بمن،  مطلب ومقاله،  لیبی،  تونس،  مصر،  بحرین، 
ارسال توسط حمید
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 22 دی 1390

امروز، این حرفها نیست، این خبرها نیست؛ یعنى نمیتوانند، زمینه‌اى براى آنها وجود ندارد، نه اینکه امروز نجیب‌تر شده‌اند، بهتر شده‌اند؛ نه، مى‌بینند که نمیشود کارى‌اش کرد؛ یعنى این حجم عظیم، روزبه‌روز پرمغزتر هم شده، قوى‌تر هم شده. و غرب، امروز این نکته‌ى مهمى است احساس میکند که سلطه‌ى قدیمى‌اش بر دنیاى اسلام متزلزل شده؛ یعنى اینهائى که در کشورهاى اسلامى و عربى بى‌هیچ مانعى و رادعى میتاختند و جلو میرفتند، امروز مى‌بینند نمیشود؛ نمیتوانند. این موج اسلامى آنها را وادار کرده، حتّى تجدیدنظر میخواهند بکنند، آن هم براشان مشکل شده. در بعضى از کشورها که وابستگى آنها به غرب واضح و آشکار است مردمشان هم این را میدانند و ناراضى هستند میخواهند یک تجدیدنظرهائى بکنند، بلکه بتوانند اوضاع را روبه‌راه بکنند، نمیتوانند؛ براى آنها یک راه بن‌بست است. امروز غرب در یک چنین موقعیتى است.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان ۲۵/۶/۸۹


امروز، این حرفها نیست، این خبرها نیست؛ یعنى نمیتوانند، زمینه‌اى براى آنها وجود ندارد، نه اینکه امروز نجیب‌تر شده‌اند، بهتر شده‌اند؛ نه، مى‌بینند که نمیشود کارى‌اش کرد؛ یعنى این حجم عظیم، روزبه‌روز پرمغزتر هم شده، قوى‌تر هم شده. و غرب، امروز این نکته‌ى مهمى است احساس میکند که سلطه‌ى قدیمى‌اش بر دنیاى اسلام متزلزل شده؛ یعنى اینهائى که در کشورهاى اسلامى و عربى بى‌هیچ مانعى و رادعى میتاختند و جلو میرفتند، امروز مى‌بینند نمیشود؛ نمیتوانند. این موج اسلامى آنها را وادار کرده، حتّى تجدیدنظر میخواهند بکنند، آن هم براشان مشکل شده. در بعضى از کشورها که وابستگى آنها به غرب واضح و آشکار است مردمشان هم این را میدانند و ناراضى هستند میخواهند یک تجدیدنظرهائى بکنند، بلکه بتوانند اوضاع را روبه‌راه بکنند، نمیتوانند؛ براى آنها یک راه بن‌بست است. امروز غرب در یک چنین موقعیتى است.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان ۲۵/۶/۸۹

این غیر از دخالت در امور کشورهاست

امام، نهضت را جهانى میدانست و این انقلاب را متعلق به همه‌ى ملتهاى مسلمان، بلکه غیر مسلمان معرفى میکرد. امام از این ابائى نداشت. این غیر از دخالت در امور کشورهاست، که ما نمیکنیم؛ این غیر از صادر کردن انقلاب به سبک استعمارگران دیروز است، که ما این کار را نمیکنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است که بوى خوش این پدیده‌ى رحمانى باید در دنیا پراکنده شود، ملتها بفهمند که وظیفه‌شان چیست، ملتهاى مسلمان بدانند که هویتشان چگونه است و کجاست.

بیانات در مراسم سالگرد رحلت امام ۱۴/۳/۸۹

گام‌های استوار امت اسلامی

گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز، حقیقتی است که فردای نیکی را به امت اسلامی نوید می‌دهد. از سه دهه پیش که با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد، امت بزرگ ما بی‌وقفه پیش رفته، موانعی را از سر راه برداشته و سنگرهایی را فتح کرده است. پیچیده‌ترشدن شیوه‌های دشمنی استکبار و تلاش پرهزینه‌ای که در مقابله با اسلام می‌کند نیز به دلیل همین پیشرفت‌ها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلام‌هراسی، تلاش شتاب‌زده‌ای که برای ایجاد اختلاف میان فرقه‌های اسلامی و برانگیختن تعصب‌های فرقه‌ای می‌کند، دشمن‌تراشی‌های کاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقه‌افکنی میان دولت‌های مسلمان و کوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنی‌ها و معارضه‌های لاینحل، استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جوانان، همه و همه واکنش‌های سرآسیمه‌گون و آشفته در برابر حرکت متین و گام‌های استوار امت اسلامی به سوی بیداری و عزت و آزادگی است.

پیام ولی‌امر مسلمین به حجاج بیت‌الله‌الحرام ۲۴/۸/۱۳۸۹

انقلاب صادر شد

ما انقلاب را امروز نمى‌خواهیم صادر کنیم. انقلاب، یک‌بار صادر مى‌شود؛ و شد! این‌که مى‌بینید امروز در سرتاسر دنیا، گرایش و ایمان اسلامى زنده شده است؛ این‌که مى‌بینید ملتها در شمال آفریقا و در خاورمیانه و در شرق و غرب کشورهاى اسلامى بیدار شده‌اند؛ این‌که مى‌بینید جوانان مسلمان در کشورهاى گوناگون به زیباییهاى دین و قرآن روآورنده‌اند، همه حاکى از این است که انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است. ما که نمى‌خواهیم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فکر صدور انقلاب باشیم! یک بار انقلاب صادر مى‌شود و آن هم شد. وقتى که انقلاب، پیروز شد و خبر و جذّابیت آن، دنیا را پرکرد، کارى که باید بشود شد. همان کارى که شما از آن ناراضى هستید؛ همان کارى که به خاطر آن زنجیر مى‌جوید و همان کارى که به خاطر آن خشمناک مى‌شوید، شده و کار از کار گذشته است! شما هم هیچ کارى نمى‌توانید بکنید و هیچ کس دیگرى هم نمى‌تواند کارى بکند. کار از کار گذشته است!

خطبه‌های عید فطر ۴/۱/۱۳۷۲

آینده از آن ِ امت اسلامی است

که آن روزى که انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، رژیم صهیونیستى از نظر دولتهاى مسلمان و ملتهاى مسلمان، بخصوص ملتهاى عرب، یک رژیم شکست‌ناپذیر به حساب مى‌آمد. این موجب شد که رژیم صهیونیستى عجالتا شعار از نیل تا فرات را کنار بگذارد و به دست فراموشى بسپرد. ملتهاى مسلمان از آفریقا تا شرق آسیا به فکر ایجاد نظام اسلامى و حکومت اسلامى افتادند با فرمولهاى گوناگون؛ نه لزوما با همان فرمول نظام جمهورى اسلامى ما؛ اما به فکر حاکمیت اسلام بر کشورشان افتادند. بعضى از کشورها موفق هم شدند؛ بعضى هم آینده‌ى نویدبخشى در انتظارشان هست از حرکتهاى اسلامى.

بیانات در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) ۴/۳/۱۳۸۲

آمریکا و قدرت اردوگاه اسلام

امریکایى‌ها مى‌دانند که در دنیاى اسلام آینده‌یى ندارند. براى این‌که بیدارى اسلامى به حرکتهاى انقلابى منتهى نشود، پیشدستى مى‌کنند؛ مى‌خواهند چیزى را که براى ملتها سرنوشت محتوم است، با ابتکار و حرکتهاى پیشدستانه‌ى خودشان عقب بیندازند. اخیرا امریکایى‌ها اعتراف کرده‌اند که اگر حمله‌ى آنها به عراق نمى‌بود، رژیم صدام در مدت کوتاهى به‌وسیله‌ى عناصر مؤمن و مسلمان خود عراق سرنگون مى‌شد و ابتکار عمل از دست آنها خارج مى‌گردید؛ آنها از این مى‌ترسند. فعالیت آنها انفعالى و از روى ترس از عواقب بیدارى اسلامى در دنیاى اسلام است. حرکتى که امروز امریکایى‌ها در این منطقه مى‌کنند، ناشى از قدرت نیست؛ ناشى از احساس قدرت در اردوگاه اسلامى و قیام اسلامى و بیدارى اسلامى است.

بیانات در حرم امام ۱۴/۳/1384




طبقه بندی: مطلب ومقاله،  بیانات رهبری،  انقلاب اسلامی،  بحرین،  تونس،  مصر،  لیبی،  بمن، 
ارسال توسط حمید
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 19 دی 1390

حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی به مناسبتی در همایش نكوداشت استاد اكبر پرورش یادی از مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین علی اكبر ابوترابی آزاده سرافراز كرد. وی گفت: یك وقتی در اردوگاه اسرا مرحوم ابوترابی و چند تن از رزمندگان اسلام به شدت مورد شكنجه قرار گرفتند و حتی برخی زیر شكنجه شهید شدند. پس از تحمل چندین روز شكنجه بالاخره سر و كله  صلیب سرخی‌ها پیدا می‌شود و چند روزی به وضع آنها رسیدگی می‌كنند تا اینكه نماینده صلیب سرخ در بازدید از اسرا از آنها می‌خواهد كه اگر شكنجه شده‌اند گزارش دهند. وقتی صلیب‌سرخی‌ها از مرحوم ابوترابی  در مورد وضعیت اردوگاه و رفتار بعثی‌ها سئوال می‌كنند وی با آنكه بیشترین شكنجه را تحمل كرده بود چیزی در مورد شكنجه نمی‌گوید و اظهار می‌دارد شكایتی ندارد. بعد از رفتن هیئت صلیب‌سرخ سرهنگی كه فرمانده اردوگاه و عامل شكنجه وی بود از او سئوال می‌كند چرا از شكنجه حرفی نزدی. او دقیق می‌دانست كه مرحوم ابوترابی از ترس وی چنین كاری را نكرده بود. چرا كه ابوترابی را فوق‌العاده شجاع می‌دانست. مرحوم ابوترابی آیه "ولن یجعل الله للكافرین علی المومنین سبیلا" را قرائت می‌كند و می‌گوید بالاخره ما و شما مسلمان هستیم. این درست نیست كه با دادن گزارش، زمینه سلطه كفار را بر مسلمانان فراهم كنیم.

سرهنگ شدیدا تحت تاثیر قرار می‌گیرد و به پای مرحوم ابوترابی می‌افتد و از او عذرخواهی می‌كند. او را از این باب كه به عقاید اسلامی خود معتقد است قابل احترام می‌داند. همین برخورد باعث می‌شود رفتار با اسرا در اردوگاه قدری سامان یابد.

مرحوم ابوترابی یك فقیه مبارز و ‌یك عارف رزمند بود. او حتی زیر شكنجه دشمن قاعده نفی سبیل را ساری و جاری می‌داند.

هیچ فقیه مسلمانی در جهان اسلام وجود ندارد كه سلطه كفار بر جامعه مسلمین را برتابد. قاعده نفی سبیل براساس آیه یاد شده یك قاعده فقهی پذیرفته شده بین همه مسلمانان است.

شهید مطهری در كتاب اسلام و نیازهای امروز می‌گوید: "اسلام روابط با غیر مسلمان را در هر وضعی كه موجب تسلط و اعتلای غیر مسلمان بر مسلمانان شود قانونی نمی‌داند." 1

امام خمینی نیز می‌فرماید: "اگر روابط سیاسی كه بین دولت‌های اسلامی و دولت‌های بیگانه بسته می‌شود موجب تسلط كفار بر نفوس و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت آنها گردد بر قراری روابط حرام است و پیمان‌هایی كه بسته می‌شود باطل است." 2

ریشه بیداری اسلامی در منطقه واكنش به تسلط ظالمانه كفار بر بلاد مسلمین طی دو قرن اخیر است.

شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی كه سه دهه قبل امام (ره) به عنوان یك شعار كلیدی مطرح فرمودند دقیقا براساس قاعده نفی سبیل طراحی شده است.

نخبگان جهان اسلام و ملت‌های مسلمان منطقه كه اكنون با شعار الله‌اكبر پا به عرصه مقاومت گذاشته‌اند و می‌خواهند بساط دیكتاتوری و سلطه استعمار یا به تعبیر درست‌تر سلطه كفار را از كشورهای اسلامی بردارند نمی‌توانند دوباره اجازه بازگشت دیكتاتوری و سلطه استعمار را بدهند. اسلام سكولار یا به تعبیر درست‌تر اسلام آمریكایی كه غرب در جوامع اسلامی دارد تبلیغ و ترویج می‌كند نوعی بازتولید استعمار و استبداد مجدد در كشورهای اسلامی است. رهبران بیداری اسلامی اگر هیچ چیز را از ایران اسلامی و انقلاب اسلامی ایران الگو برداری نكنند به طور اجتناب‌ناپذیر الگوی نه شرقی نه غربی را الگوبرداری خواهند كرد. هیچ تردیدی نیست كه به بركت بصیرت ملت های منطقه سلطه كفار در كشورهای اسلامی رو به ضعف است و با تداوم بیداری اسلامی ان‌شاءالله بزودی این سلطه به كلی از بین خواهد رفت.

اخیرا بوق‌های استعمار نامه برخی از سكولارهای فراری ایران در خارج و نیز نامه دبیر كل حزب منحله نهضت آزادی را در نصیحت به رهبران جهان اسلام مبنی بر اینكه از مدل ایران اسلامی پیروی نكنید با آب و تاب منعكس كردند مفهوم این نصیحت آنان آن است كه همچنان به سلطه كفار تن دهید و چوب خشك استبداد را بالای سر نگه دارید.

این فرومایگان سه دهه است كه در راه بازگشت استبداد و استعمار به كشور فعالیت می‌كنند و گاهی از گوگوش تا سروش و نیز از منافقین و فداییان تا سلطنت‌طلبان را در خط همگرایی قرار می‌دهند اما با سد بیداری و بصیرت مردم ایران روبه‌رو می‌شوند و عقب می‌نشینند. وقتی یك شكنجه‌گر عراقی با همه بی‌رحمی و قساوت در برخورد با مرحوم ابوترابی و مواجهه با قاعده نفی سبیل زانو می‌زند و با عمق وجدان و فطرت خود ابوترابی را تحسین می‌كند، چطور ممكن است علما و نخبگان و مردم جهان اسلام اجازه دهند دوباره سلطه كفار به جوامع اسلامی برگردد.

امروز جهان اسلام به سرعت به سمت شكل‌گیری یك قدرت فراگیر منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای پیش می‌رود. این قدرت رودر روی قدرت كفار در جهان است و مرز بین كفر و اسلام زخمی و خونین است. حمله آمریكا به افغانستان و عراق، دخالت ناتو در جنبش بیداری اسلامی و حمله به زیرساخت‌های اقتصادی كشورهای اسلامی نمی‌گذارد این خونریزی قطع شود.

آنها كه فكر می‌كنند با تزریق ویروس سكولاریسم زیر پوست جنبش‌های اسلامی می‌توانند این خونریزی را مهار نمایند اشتباه می‌كنند.

اسلام سكولار تن به رابطه ظالمانه با كفار می‌دهد این با قاعده نفی سبیل همخوانی ندارد. لذا اسلام سكولار هیچ وقت نتوانسته است جای اسلام ناب و حقیقی را بگیرد.

جیغ و داد اخیر آمریكا در فشار هسته‌ای و اتهامات بی‌اساس در مورد تروریسم همه یك خاستگاه دارد و آن اینكه ایران در پای میز مذاكره با آمریكا بنشیند تا آمریكایی‌ها بتوانند قدری فشار بیداری اسلامی در منطقه و جهان اسلام و نیز اخبار مربوط به جنبش ضد سرمایه‌داری در داخل را بكاهند.

جمهوری اسلامی ایران دست آمریكایی‌ها را خوانده است. آن موقع كه آمریكایی‌ها قدرتی در منطقه بودند ایران اعتنایی به آن نداشت، امروز كه غرب در جهان اسلام زانو زده است و به دریوزگی افتاده است طبیعی است ملت ایران از باب قاعده نفی سبیل حتی گوشه چشمی هم به آنها نشان ندهد.

پی نوشت‌ها:

1- اسلام و نیازهای امروز- صفحه 36- شهید مطهری

2- تحریر الوسیله ج 1 ص 486

منبع: رجانیوز




طبقه بندی: بمن،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی،  لیبی،  مصر،  تونس،  بحرین، 
ارسال توسط حمید
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 دی 1390

 دكتر حسین كچوئیان
 
گردهمایی نخبگان مسلمان در تهران در بحبوحه برپایی قیام گسترده مردمی در جهان اسلام اقدامی بسیار اساسی و راهبردی است كه می تواند با توجه به خلأ مشهود رهبری و سازماندهی موجود در این نهضت ها، نقشی تعیین كننده در روند و چگونگی تداوم آنها ایفاء كند؛ اما حتی اگر - بر فرض محال- این اجلاس دستآوردی بیش از گردهمایی این تعداد كثیر از متفكرین و شخصیت های مؤثر و ذی نفوذ در میان مسلمین ضمن اجتماعی تحت عنوان «بیداری اسلامی» نداشته باشد، در وضعیت كنونی فی نفسه اقدامی ارزشمند در برابر نبرد سهمگین و همه جانبه ای است كه از سوی استكبار و محافل رسانه ای و سیاسی آن برای ایجاد ابهام هویتی و انحراف ماهوی در قیام جاری مسلمانان برپا شده است، خاصه اینكه شرایط ویژه آنها یا مشخصاً نحوه شكل گیری نامنتظر این نهضت ها تلاش گسترده ای از سوی قدرت های استكباری برای ایجاد ابهام هویتی در آنها و انفعال در نیروهای اسلامی برای فعالیت بر مبنای دین و اظهار هویت دینی بویژه جهت دهی اسلامی به حركت و نهایتاً به دست گرفتن رهبری انقلاب را در پی داشته و دارد.
 


ادامه مطلب
طبقه بندی: سوریه،  بمن،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی،  لیبی،  تونس،  مصر،  بحرین، 
ارسال توسط حمید

از سرنوشت صدام عبرت بگیرید

دنیاى سیاست جهانى، دنیاى بى‌تقوائى است. بى‌تقوائى موجب شده است كه مستكبران عالم حتى به دوستان خودشان هم وفا نكنند. دیدید بر سر صدام ملعونِ روسیاه چه آوردند؟ تا وقتى به او احتیاج داشتند، او را تقویت كردند. همین آمریكائى‌هادر دوران جنگ تحمیلىِ بر ما، آنچه توانستند به صدام حسین كمك كردند و پشتیبانى دادند. از نقشه‌ى هوائى و اطلاعات جاسوسى تا كمك تسلیحاتى، تا تقویت روحى، تا وادار كردن وابستگانِ به خود به پشتیبانى مالى، همه‌جور؛ چون به او احتیاج داشتند، امیدوار بودند او بتواند خدشه‌اى بر چهره‌ى پرقدرت و مغرور ملت ایران وارد كند. وقتى مأیوس شدند، تاریخ مصرفش تمام شد، به آن شكلى كه دیدید او را درآوردند، منافع خودشان را جور دیگرى دنبال كردند؛ این براى كسانى كه حُسن‌ظن و امید به این ابرقدرتهاى بى‌تقوا و ناپرهیزگار دارند، درس عبرت است.


12/2/1387



چه جوابی در برابر رسول‌الله دارید؟

مصیبت این حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویق‌آمیز برخی دولت‌های عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولت‌های مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می‌كردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آن‌ها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملت‌های خود كه یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است.
پیام درباره قتل عام مردم مظلوم غزه

87/10/8



سرنوشت خیانتكاران عرب

خیانتكاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكِتَاب وَ مِن صَیَاصِیِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه‌اند. هر دولتی كه بر خلاف این عمل كند فاصله‌ی خود و ملّتش را عمیق‌تر میكند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است. آنها نیز اگر به فكر زندگی و آبروی خودند باید سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به یاد آورند كه فرمود: "المَوتُ فی حَیاتِكُم مَقهورین وَ الحَیاةُ فی مَوتِكم قاهِرین".


پیام به اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس 1387/10/27



عاقبت دولت‌های ذلیل، مطیع و وابسته

هر كس در دنیاى اسلام، امروز قضیه‌ى غزه را یك قضیه‌ى منطقه‌اى و شخصى و محلى بداند، دچار همان خواب خرگوشى‌اى است كه پدر ملتها را تا حالا درآورده است. نه، این قضیه‌ى غزه، فقط قضیه‌ى غزه نیست؛ قضیه‌ى منطقه است. فعلاً آنجا نقطه‌ى ضعیفتر است، تهاجم را از آنجا شروع كردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نمیدارند. دولتهاى كشورهاى مسلمانى كه حول و حوش آن منطقه هستند و كمكى كه باید بكنند و میتوانند بكنند، نمیكنند، دارند اشتباه میكنند؛ اشتباه میكنند. هر چه در این منطقه میخ اسرائیل بیشتر فرو برود، تسلط استكبار بیشتر بشود، بدبختى این دولتها و ضعف و ذلت این دولتها بیشتر خواهد شد. چرا ملتفت نیستند؟ و دولتها، ملتها را هم دنبال خودشان به ذلت میكشانند. یك دولت ذلیل و مطیع و وابسته، یك ملت را مطیع و ذلیل و وابسته میكند. این است كه ملتها باید به خود بیایند.


بیانات در دیدار مردم قم 1387/10/19



دولت‌های عرب امتحان بسیار بدى دادند

همه‌ى دولتها در مقابل فلسطین مسئول هستند؛ چه دولتهاى مسلمان، چه دولتهاى غیر مسلمان. هر دولتى كه ادعاى طرفدارى از انسانیت را دارد، مسئول است؛ منتها وظیفه‌ى مسلمانها وظیفه‌ى سنگین‌ترى است. دولتهاى اسلامى موظفند و باید به این وظیفه عمل بكنند و هر دولتى كه به وظیفه‌ى خود در قضیه‌ى  فلسطین عمل نكند، لطمه‌ى آن را خواهد دید؛ چون ملتها بیدار شدند و از دولتها مطالبه میكنند و دولتها مجبورند نسبت به این قضیه تن بدهند و تسلیم بشوند...
بسیارى از دولتهاى عرب، در قضیه‌ى غزه و قبل از او در قضایاى دیگر، امتحان بسیار بدى دادند. هر وقت صحبت مسئله‌ى فلسطین شد، هى گفتند مسئله‌ى فلسطین مسئله‌ى عربى است! آن وقتى كه وقت عمل آمد، مسئله‌ى فلسطین بكلى از همه‌ى معادلاتشان حذف شد و به جاى اینكه به فلسطین كمك كنند، به فلسطینى كمك كنند، به برادر عرب خودشان كمك كنند - اگر به اسلام هم عقیده ندارند، اقلاً به عربیت خودشان پابند باشند - همه از میدان عقب كشیدند! بسیار امتحان بدى دادند. اینها هم در تاریخ خواهد ماند. و این سزاها و جزاها مربوط به آخرت فقط نیست، در دنیا هم اینجور است. همچنانى كه نصرت خداوند نسبت به شماها كه دارید مبارزه میكنید، مال آنجا نیست.


بیانات در دیدار شركت‌كنندگان همایش غزه 1388/12/8



آزمون دولت‌های عرب

دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته‌اند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه میكنند. كنفرانس اسلامی و اتحادیه‌ی عرب نباید به كمتر از برداشتن كامل محاصره‌ی غزه و توقف كامل دست‌اندازی به خانه‌ها و سرزمینهای فلسطینی در كرانه‌ی غربی و محاكمه‌ی جنایتكارانی چون نتانیاهو و ایهود باراك، قانع شوند.


پیام در پی جنایت دریایی رژیم صهیونیستی در سواحل غزه 1389/3/11



دروازه‌ی آمریكا به روی شما بسته است!

آمریكائى‌ها به خاطر این نوكرى [به حسنی مبارك] پاداش هم ندادند. امروز هم به او پاداش نمیدهند. امروز هم هر ساعتى كه او از مصر فرار كند و خارج بشود - به امید خدا - مطمئن باشد كه اولین دروازه‌اى كه به روى او بسته خواهد بود، دروازه‌هاى آمریكاست؛ راهش نمیدهند؛ همچنان كه بن‌على را راه ندادند، همچنان كه محمدرضا را راه ندادند. اینها اینجورى‌اند. این كسانى كه دلشان براى دوستى آمریكا و رفاقت با آمریكا و اطاعت از آمریكا میتپد، این نمونه‌ها را ببینند. اینها مثل شیطانند. در دعاى صحیفه‌ى سجادیه میفرماید شیطان وقتى كه من را دچار میكند، بعد نگاه میكند آن طرف - به تعبیر بنده - به من میخندد، به من پشت میكند، اعتنائى نمیكند. اینها اینجورند. آمریكائى‌ها به وسیله‌ى این افراد حقیر و ضعیف، دنبال منافع خودشانند.


بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران 1389/11/15



عاقبت دیكتاتورهای تاریخ‌مصرف‌دار

آنچه كه تا امروز در مورد این كشورها و دیگر كشورها همواره در رفتار آمریكائى‌ها دیده شده، پشتیبانى از دیكتاتورها بوده است. از حسنى مبارك تا آخرین لحظه‌اى كه میشد دفاع كنند، دفاع كردند؛ بعد دیدند دیگر نمیشود، آن وقت انداختنش دور! این هم یك درس عبرتى است براى سردمداران وابسته‌ى به آمریكا كه بدانند آن وقتى كه دیگر تاریخ مصرف خود را طى كنند و فایده‌شان را از دست بدهند، اینها مثل یك پارچه‌ى كهنه‌اى آنها را دور مى‌اندازند و به آنها اعتنائى نمیكنند! اما اینها تا آخرین لحظه از دیكتاتور دفاع و حمایت كردند.


بیانات در حرم مطهر رضوی 1390/1/1



عاقبت اشتباه سعودی نفرت ملت منطقه است


به نظر ما دولت سعودى اشتباه كرد، نباید این كار را میكرد؛ خودش را در منطقه منفور میكند. خب، آمریكائى‌ها هزاران كیلومتر با اینجا فاصله دارند؛ اگر منفور هم بشوند، ممكن است برایشان آنقدر اهمیت نداشته باشد؛ لیكن سعودى در این منطقه دارد زندگى میكند؛ ملتها از او متنفر باشند، مبغوض ملتها باشد، برایش خیلى خسارت سنگینى است. آنها اشتباه كردند این كار را كردند. هر كس دیگر هم این كار را بكند، اشتباه كرده.


بیانات در حرم مطهر رضوی 1390/1/1



با وحشی‌گری عقده‌های مردم را غلیظ‌تر می‌كنید

ما نظرمان را صریح گفته‌ایم؛ ما از اخم قدرتهاى پوشالى دنیا هرگز نترسیدیم، ملاحظه نكردیم و نخواهیم كرد. ما حرف حق و موضع حق را صریح بیان میكنیم. موضع حق این است كه مردم بحرین حق دارند؛ معترضند، اعتراضشان هم بجاست. با هر انسان صاحب بینشى در دنیا میخواهید این را در میان بگذارید، وضعشان را بگوئید، نوع حكومت كردن به این مردم مظلوم را بگوئید، نوع كارى كه حكامِ آنجا در استفاده‌ى از این كشور كوچك كردند، تشریح كنید، تا ببینید دستگاه حاكم را محكوم میكنند یا محكوم نمیكنند. اشتباه میكنند با مردم مواجه میشوند؛ فایده‌اى ندارد. خب، ممكن است شما یك فشارى بیاورید، وحشیگرى‌اى بكنید، یك چند صباحى یك آتشى را خاموش كنید؛ لیكن خاموش نخواهد شد، روزبه‌روز عقده‌هاى مردم را بیشتر و غیظ آنها را شدیدتر خواهید كرد. یك وقت آنچنان زمام كار از دستتان در خواهد رفت كه دیگر هیچ جورى نشود بخیه زد. اشتباه میكنند؛ هم آنها اشتباه میكنند، هم آن كسانى كه از خارج از بحرین نیرو وارد میكنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال میكنند با این حرفها میشود حركت یك ملت را از بین برد.


بیانات در جمع مردم استان فارس 1390/2/3




طبقه بندی: بیانات رهبری،  سوریه،  بمن،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی،  لیبی،  مصر،  تونس،  بحرین، 
ارسال توسط حمید
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 13 دی 1390
 ‌پس از شکل‌گیری موج بیداری اسلامی و به خطر افتادن منافع دنیای غرب در منطقه حساس خاورمیانه، آنها تلاش بسیار زیادی کردند تا نبض این جریان را به دست بگیرند و آن را به سمتی هدایت کنند که به احیای مجدد منافعشان کمک کند اما مردم منطقه هرگز حاضر به پذیرش این خفت نشدند که با مصادره انقلابشان بار دیگر دیکتاتوری را در طرح و شکلی تازه آن هم از غربی‌ها هدیه بگیرند.

 
مصداق این موضوع، حرکت مردم مصر در تجمع چندین باره در میدان التحریر قاهره با عنوان بازپس‌گیری انقلاب بود که سرانجام آن چیزی جز حمله و تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی نبود. البته این پایان کار برای غربی‌ها نبود چراکه خیلی زود ساکنین سرزمین‌های غربی نظیر انگلیس، امریکا، فرانسه و اسپانیا به تأسی از حرکت‌های اسلامی منطقه، حرکت مردمی خود را آغاز کردند و خود نیز بارها در تظاهراتشان بر الگو‌گیری از حرکت‌های اسلامی تأکید کردند.


برنامه‌ای برای تغییر الگو


غربی‌ها پس از این شکست‌های مکرر و همچنین رسیدن حرکت‌های اسلامی به سرزمین‌هایشان، دوچندان احساس خطر کردند، بنابراین حرکتی تازه در پیش گرفتند و سعی کردند در اقدامی از پیش طراحی شده، دست به تغییر ماهیت و سرمنشأ این انقلاب‌ها بزنند. چراکه بزرگترین مشکل و سد برای آنان جهت امتیاز گرفتن از انقلاب‌های اسلامی و همچنین کنترل حرکت مردمی در کشورهایشان، تفکر اسلامی بود‌ چراکه بر اساس دستورات اسلام و الگوی اسلامی، تسلیم شدن در برابر استکبار امری زشت و نکوهیده است و از طرف دیگر موجودیت دنیای غرب چیزی جز استکبار نیست. از این رو باید نگرشی جدید و دنیاگرایانه به این انقلاب‌ها تزریق می‌شد تا به کمک این نگرش‌ها در مقابل حرکت‌های اسلامی ایستاد؛ اما به راستی چه نگرشی می‌توانست در مقابل قدرت اسلام بایستد؟


ترویج اومانیسم‌‌ برای توقف انقلاب


‌ باید گفت که اومانیسم یا همان انسان‌گرایی بهترین مدل برای پیشگیری از حرکت رو به جلوی این انقلاب‌ها بود، چراکه قرار‌گیری موضوعات دنیوی در مقابل این حرکت و ایجاد طمع در انقلابیون برای حرکت به سوی مسائل دنیوی نه تنها می‌توانست این حرکت‌ها را متوقف کند بلکه این امکان را عوامل استکبار می‌داد که خواسته‌های خود را از این انقلاب‌ها وصول کنند. به همین منظور آنها شروع به واژه‌سازی برای این کار کردند و کوشیدند واژه بیداری انسانی را در مقابل بیداری اسلامی قرار دهند و انسان را به عنوان سمبل این حرکت در مقابل الگو‌بخشی اسلام قرار دهند. بنابراین اومانیسم و انسان‌گرایی به بزرگترین خطر برای این انقلاب‌ها تبدیل شد. واقعیت آن است که خطر اومانیسم آنجا خود را نشان می‌دهد که این تفکر، مکاتبی همچون سکولاریزم، خردگرایی و تجربه‌گرایی و در نهایت تساهل و تسامح را با خود به ارمغان می‌آورد و سرانجامی شوم برای بنیان‌های جامعه به همراه دارد، چراکه اصالت دادن به انسان در برابر اصالت خدا سبب شده که اومانیست‌ها گام به گام به سوی سکولاریسم و بی‌خدایی و بی‌دینی رانده شوند و علاوه بر این اومانیست‌ها در بعد معرفت شناختی معتقدند، چیزی که با سرپنجه‌ قدرت عقلانی بشر قابل کشف نباشد، وجود ندارد و به همین دلیل دو بعد هستی شناختی هرگونه موجود ماورای طبیعی از قبیل خدا، وحی، معاد و اعجاز را آنگونه که در بینش دینی مطرح است مدعیاتی غیر‌قابل اثبات می‌پنداشتند و این درست همان چیزی است که دشمنان از انقلاب‌های منطقه می‌خواهند.


رنگ و جلای مذهبی در انقلاب‌های منطقه


واقعیت این است که نگاهی به تصاویر و اخبار انقلاب‌های منطقه نشان دهنده غلبه مذهب و دین بر دیگر عوامل در این حرکت‌ها است. مردم کشورها تلاش می‌کردند که راهپیمایی‌ها و حرکات اعتراضی خود را در روز جمعه و پس از اقامه نماز جمعه شکل دهند و در اکثر این راهپیمایی‌ها شعار الله اکبر بر باقی شعارها غلبه داشت. اوج این حرکت‌ها برپایی نماز جماعت از سوی انقلابیون حتی در زیر گلوله‌ها و ضرب و شتم نیروهای نظامی بود و مصداقی دیگر که می‌تواند اسلامی بودن این وقایع را بیش از پیش مورد تأکید قرار دهد، استفاده از مساجد به عنوان پایگاه مدیریت و هدایت تحرکات بود.


افراد مراقب باشند


حال با مشاهده تمام این مستندات در خصوص نقش اسلام در انقلاب‌های منطقه و همچنین تلاش دشمنان برای تغییر منشأ این حرکت‌ها، افراد دارای نفوذ باید مراقب باشند تا در پازل دشمن حرکت نکنند و الگوی انسانی را جایگزین الگوی اسلامی نکنند. بی‌شک مقابله با استعمار و تحرکات غرب تنها به سردادن شعار علیه آنها کفایت نمی‌کند.


از سوی دیگر این نکته را نیز باید در نظر گرفت که جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور الهام بخش در میان انقلابیون، در این وقایع شناخته می‌شود و نباید این افراد با سخنان خود این چهره را نیز خدشه‌دار کنند.



طبقه بندی: بمن،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی،  لیبی،  مصر،  تونس،  بحرین، 
ارسال توسط حمید

منصور حداد: کشورهای عربی خاورمیانه ای و شمال افریقا از دیرباز مد نظر طمع قدرت های بزرگ بین المللی بوده اند. استعمارگری کهن با پیاده کردن نیروهای خود در این منطقه تسلط بر منابع زیرزمینی و بازار فروش محصولات خود را به‌وجود آورد. اما مردم منطقه نیز از حداقل های بالای آزادگی و هوشیاری انسانی برخوردار هستند چه رسد به اینکه آموزه های اسلامی نیز با حیات‌شان آمیخته است. شروع انقلاب ها و مبارزات استقلال طلبانه به آستانه جنگ جهانی اول و حتی قبل تر از آن برمی گردد. نمونه جنبش تحریم تنباکو یکی از این دست خیزش ها و بیداری هایی است که در جهان اسلام رخ داده است.

غرب فرهنگی و سیاسی با گستردن تشکیلات فراماسونری خود، افق پیشرفت و تمدن را برای همه کشورهای غیرغربی، شهرآرمانی لندن و پاریس تعریف کرد. روشنفکران و متفکران و دردمندان بلاد اسلامی برخی عالمانه و برخی جاهلانه در آرزوی رسیدن به جایگاه تکنولوژیک و صنعتی غرب مردمان خود را به غربگرایی و تقویت هرچه بیشتر غرب می کردند. اما پیش از آن انگلستان سرزمین بزرگ آخرین خلافت عثمانی را پاره پاره کرد. بخشی اردن، بخشی فلسطین، قسمتی سوریه-لبنان و ترکیه و عراق، مصر نیز که پیش از آن توسط فرانسه جدا شده بود. دولت بریتانیا توانست با کمک این گونه اندیشمندان، سلاطین و پادشاهانی را بر سرزمین های اسلامی به جای خود باقی نهاد تا مسیر قبلی ادامه یابد. ملک فاروق در مصر، ملک فیصل در عراق، ملک عبدالله در اردن و هر جایی که ممکن نبود، دیکتاتوری مانند آتاتورک و رضاشاه را روی کار آوردند.

ناسیونالیسم لیبرالیستی و یا پادشاهی سکولار و شکم چران نتوانست خواسته های حداقلی بهداشتی، آموزشی و صنعتی کشورهای تازه تأسیس را برآورده کند. اختلاف طبقاتی، فساد طبقه حاکم و احساس خفت از تولد یک دولت صهیونیستی یهودی در ارض مقدس فلسطین انباشتی از نارضایتی در منطقه بوجود آورده بود. دوره جنگ جهانی دوم ناسیونالیسیمی عربی با روی کار آمدن جمال عبدالناصر در مصر، حافظ اسد در سوریه تلاش کرد تا سیطره حکام وابسته به غرب را بر اندازد و بر نیروی انبوه جامعه اسلامی سوار شود و جماهیر متحده عربی بوجود آورد. البته در این میان قلع و قمع اسلام گرایانی چون اخوان المسلمین با توافق طرفین انجام شد. اما از سوی دیگر رویکرد های سوسیالیستی برای دستیابی به عدالت به عنوان جایگزین مدل های سرمایه داری در این گونه دولت ها مطرح شد. ادعای انقلابی گری و ضد امپریالیستی این دسته از کشورها خیلی زود رو به افول نهاد. هر چند حتی همین امروز هم صدام را برخی عنصری ضدآمریکایی برشمرند، بی عرضی قذافی و صدام در دفاع از مردم خود در برابر حملات غرب در پیش چشم عموم مردم منطقه هست.

انقلاب های مردمی در کشورهای مختلف از جنبش ملی شدن صنعت نفت، جنبش ملی کردن کانال سوئز، نهضت استقلال تونس از فرانسه جدایی و امثال آن یا به دام غرب افتاد و یا در سراب سوسیالیسم شوروی فرو رفت. جنگ های سه گانه اعراب با اسرائیل و از دست رفتن بخشی از سرزمین های اسلامی ناراحتی های زیادی در مردم ایجاد کرد. فشار شدید حاکمان کشورهای اسلامی برای غربی کردن فرهنگی و فکری مسلمانان و ترویج بی بند و باری برای کاهش روحیه های انقلابی و اسلامی نتوانست بن مایه های دینی مردم را از بین ببرد و هر چه سرعت مدرن سازی دولتی بیشتر شد، بر بحران هویت و نوعی بازگشت هویت و بنیادگرایی افزوده شد. پیروزی انقلاب اسلامی حقانیت و کارآمدی اسلام گرایی برای پیروزی بر لیبرالیسم وابسته به غرب و متحد اسرائیل قطعی کرد. اما ایران درگیر جنگی ده ساله شد. در این مدت اندیشمندان و متفکران استراتژیست غرب دوباره نسخه ای بدل از اصل به نام بنیادگرایی و سلفیت ساختند تا در برابر نمونه عالی انقلاب خمینی، پتانسیل اعتراضی منطقه را به بیراهه ببرند.

پول سعودی و اندیشه وهابی در سراسر دنیای اسلام و حتی در بسیاری کشورهای اروپایی عناصر ناراضی و انقلابی را مانند ظرف آب شکری که زنبورها را از گل منحرف می کند به سمت خود می کشید و در دام سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل می انداخت. آمریکا نتوانست بیداری اسلامی منطقه را صرفا با تله القاعده شناسایی و خنثی کند. لذا مجبور به حضور مستقیم در منطقه برای حمایت از منافع خود و مقابله مستقیم با کانون بیداری اسلامی یعنی ایران اسلامی شود.

در آستانه ده سالگی حضور آمریکا در منطقه به بهانه سلاح های کشتار جمعی، قیام هایی رخ داده است که مرکز و نقطه کانونی اعتراضات خود را جمعه اسلامی و نمازجمعه وحدت بخش و دشمن شکن گزارده است. مسیحی و سنی و شیعه هم نمی شناسد صرفا به دنبال سرنگون کردن وابستگان و عمال آمریکا در منطقه است. بن علی، حسنی مبارک، عبدالله صالح، ملک عبدالله دوم اردنی و ملک عبدالله عربستانی هدف های مستقیم بیداری اسلامی شده اند. حمایت های آمریکا هم نمی تواند سودی ببخشد که اگر کاری می توانست بکند برای محمدرضاشاه پهلوی انجام می داد. علی رغم ادعای برخی روشنفکران ایرانی و خارجی، نه صدایی از ذیمقراطیه(دموکراسی) شنیده می شود و نه ندایی از اشتراکیه(سوسیالیسم) دیده می شود. تنها چیزی که وجود دارد حضور قاطبه مردم با نمادهای اسلامی پوششی و شعارهای اسلامی الله اکبر و لااله الله، الشهید حبیب الله برای برقراری دولت هایی مردمی و آزاد از رویکردهای عربگرایانه و غربگرایانه و سلفی است.

به نظر می آید تداوم حیات جمهوری اسلامی در سی سال گذشته، گونه ای از حکومت مردمی را پیش چشم مردم منطقه نهاده است که در آن بدون نیاز به غرب و شرق و دور از رفتارهای احمقانه متحجران به پیشرفت هایی دست یافته است که آرزوی یک صدساله مردم منطقه است. بنابراین در عمیق ترین لایه های خواست مردمی نوعی بیداری اسلامی ایرانی وجود دارد که علی رغم تاکید بر ملیت، نژاد پرستی نیست و علی رغم تاکید بر انتخابات آزاد، شعارهای اباحه گرایانه (لیبرالیستی) و علمانیه (سکولار) سر نمی دهد و علی رغم تاکید بر اسقاط دیکتاتور خواستار تداوم ارتباط با حامیان دیکتاتور هم نیست. جمهوری اسلامی ایران اکنون شهر آرمانی مردم منطقه است.




طبقه بندی: سوریه،  بمن،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی،  لیبی،  مصر،  تونس،  بحرین، 
ارسال توسط حمید

حجت‎الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در گفت‌وگوی تفصیلی با رجانیوز، ریشه‌های تحولات اخیر منطقه و جهان را تبیین كرد.

وی در این گفت‌وگو توضیح داده است كه چگونه ریشه‌های این تحولات اسلامی است و نحوه هدایت غیرمستقیم آن‌ها از سوی جمهوری اسلامی و یا نوعی هدایت باطنی در به صحنه آوردن مردم در 9 دی 88 را تشریح و در ادامه تأكید می‌كند كه این تصور كه غرب ظرف 10 روز، قیام‌های 10 میلیونی در میان ملت‌ها ایجاد و آن‌ها را مدیریت كند، ناشی از نوعی تلقی اقتدار خیالی برای غرب و برگرفته از تصورات هالیوودی در مورد قدرت دولت‌های غربی است نه یك تصور واقعی.

متن كامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:


در تحلیل حرکت اخیر جهان اسلام نظریه‌های مختلفی وجود دارد، عده‌ای آن را طراحی و مدیریت شده غرب می‌دانند و عده‌ای نیز آن را الگو گرفته از انقلاب اسلامی به حساب می‌آورند، نظر شما در این رابطه چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم؛ در مطالعه‌ی دنیای عرب و جهان اسلام باید متغیرهایی را مورد توجه قرار دهیم. یكی از آنها بازشناسیِ هویت اجتماعی این جوامع است. در دنیای اسلام و به خصوص جهان عرب سه عنصر در هویت اجتماعی‌ دخالت دارد؛ یكی ملیت، دوم اسلام و سوم غرب یا هویت تجدد است. عنصر سوم تقریباً از دو قرن قبل وارد دنیای اسلام شده و جوامع را تحت تأثیر قرار داده است به طوری كه الان ظاهر زندگی ما به شدت هماهنگ با غرب است. محور این سه متغیر، هویت اسلامی و شیعی است و این هم حاصل برنامه‌ریزی تاریخی ائمه علیهم السلام در جامعه‌ی تشیع است؛ عمق تحولات شیعی در جهان هم از همین جا نشأت می‌گیرد و هدایت می‌شود؛ در این جوامع دو هویت ملی و مدرن‌، منحل در هویت اسلامی‌ می‌شود که به نسبت زیادی هم اتفاق افتاده است. مثلاً در ایران، هویت ملی به تدریج جذب در هویت شیعی ما شده است، و هویت غربی‌ هم به ویژه بعد از انقلاب اسلامی به شدت در حال انحلال است؛ معنای احیای تمدنی و برخورد تمدنی هم همین است، یعنی یك لایه‌هایی از هویت یك ملت بازسازی و به روز و با یك هویت حقیقیِ دیگر در جهان درگیر شود. در كشورهای دیگر من نمی‌توانم داوری جدی‌ كنم كه مثلاً هویت ناسیونالیستی چقدر منحل در هویت اسلام شده است، ولی بی‌تردید اثر اسلام در جامعه‌ی عرب یك اثر بسیار عمیق است.

نكته‌ی دیگر این است که فیلسوف‌های مادی اجتماعی كه از پیش فرض‌های مادی استفاده می‌كنند، هویت مذهبی و فرهنگیِ جامعه را در هویت‌های مادی منحل می‌کنند و حتی مذهب را هم ظهور یكی از لایه‌های تعلقات مادی می‌دانند و چیزی بیش از ظهور تعلقات مادی تفسیر نمی‌کنند، ولی ما و شما اینگونه تفكر نمی‌كنیم؛ هویت معنوی و گرایش الهی انسان، در فطرت پایگاه دارد و تفسیر مادی آن غلط است. پایگاه هویت اسلامی از یك طرف در فطرت و از طرف دیگر در ولایت حقه است، و نقطه‌ی طلاقی این دو، نقطه‌ی ظهور هویت اسلامی انسان‌ها و جوامع است.

نكته‌ی بعد این است كه این سه لایه طرفدارانی در درون دنیای اسلام دارند، طرفداران هویت اسلامی را طرفداران تمدن اسلامی می‌دانیم؛ آنها می‌خواهند فضای مدنیت را مبتنی بر اسلام شكل دهند و هویت اجتماعی را بر اساس اسلام طراحی كنند.

از آن طرف هم گرایشی وجود دارد،‌ كه بسیار جدی است و می‌خواهد هویت مسلمانان و جهان اسلام را منحل در هویت غرب كند، لااقل هویت اجتماعی‌شان را می‌خواهد به هویت سكولار تبدیل كند. آنها سكولاریست‌ها هستند. یك قشر میانه‌ای هم هستند كه می‌خواهند بین این دو هویت تعامل كنند، یعنی معتقد نیستند كه هویت غربی هویت منفی است و از اینكه بخشی از واقعیت‌های وجودی انسان مبتنی بر فرهنگ مدرن شكل بگیرد، نه نگرانند و نه چیز بدی می‌دانند، می‌گویند اشكالی ندارد انسان دو ساحتی بشود و ساحتی از هویتش مبتنی بر فرهنگ مدرن شكل بگیرد بلكه این را نوعی تعالی برای انسان تلقی می‌كنند. گروهی نیز ناسیونالیست و طرفدار فرهنگ و سنت عربی هستند.

طبیعتاً این نگاه ها در برخورد با جریان غرب متفاوتند و غرب هم به طور طبیعی به دنبال شبكه‌سازی طرفداران خود در جهان اسلام است طرفداران غرب اگر هم وابسته‌های سیاسی نباشند، وابسته‌های فرهنگی هستند. غرب می‌خواهد عده‌ای را هم كه طرفداران هویت ملی این جوامع هستند، داخل این شبكه کند، به دلیل اینكه آنها هم دشمن هویت اسلامی هستند و قدرت مقاومت در مقابل هویـت مدرن را هم ندارند.

و نكته‌ی آخر این است كه آنچه الآن به آتش فشان و انفجارهای عظیم اجتماعی تبدیل شده است، ناشی از درگیریِ انتظارات اجتماعی با ساختارهای موجود است؛ ساختارهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی موجود با انتظارات ملت ها تناسب ندارد. حال دو نکته قابل دقت است اول اینکه مقیاس این انتظارات چیست؟ خُرد است یا انتظار یك تحول فراگیر جهانی است؟ دوم اینكه این انتظارات برآمده از هویت غربی است یا هویت ناسیونالیستی یا هویت اسلامی؟
 

رسانه‌های غربی می‌گویند آنها دموكراسی می‌خواهند، دموكراسی هم ذیل تمدن غربی تعریف می‌شود.

اینها انقلاب اسلامی را هم همین گونه تحلیل می‌كردند، می‌گفتند انقلاب اسلامی انفجار طبقاتی برای رسیدن به عدالت اجتماعی به مفهوم غربی بود، اما امام وسط راه آن را مصادره كرد؛ لذا جبهه‌ی ملی مدعی این انقلاب بود، گروه‌های چپ و راست مدعی این انقلاب بودند و بعد هم مدعیان جهانی پیدا كرد، مدعیان جهانی‌اش هم مدعی بودند كه آن را منحل می‌كنند، اما آیا توانستند؟ همین مدعیان اصلاحات هم بعد از اینكه شكست خوردند ‌گفتند مردم نان می‌خواستند ما خیال كردیم آزادی می‌خواهند! این نوع تحلیل ها مادی است و با حقیقت انقلاب سازگاری ندارد. اصلی‌ترین لایه‌ای كه می‌جوشد همین جوشش اسلامی است، ولو ناخودآگاه باشد، لازم نیست انتظارات اجتماعی خودآگاه باشد؛ مردم وقتی انقلاب می‌كنند همه آنها که نمی‌دانند چه قانون اساسی‌ای می‌خواهند، آرام آرام یك عقلانیت روشن پیدا می‌كنند. عقلانیت راه حركت این جوشش است.

امروزه هویت فطری این ملت‌هاست كه با شاکله اسلامی به جوشش آمده است، هیچ منافاتی ندارد كه شعار ضد ظلم هم بدهند، یكی از شاخص‌هایی كه برای دولت حضرت حجت(ع) بیان شده، عدالت است؛ معنایش این است كه در باطن اسلام خواهی، عدالت خواهی هم هست، منتهی نه عدالت سوسیالیستی؛ عدالتی كه در فطرت است و به نظام ولایت الهی تبدیل می‌شود و حركتی ضد ظلم است؛ انگیزه‌ی مبارزه با ظلم یك انگیزه‌ی الهی است كه انبیا ایجاد كردهاند، و در فطرت انسان هم وجود دارد. اما ظلم چیست؟ آیا ظلم فقط در مقیاس ملی و در نظام سلطنت است كه وقتی دموكراسی بیاید از بین می‌رود؟ یا ظلم در نظام جهانی است که در دهكده‌ی واحد شكل گرفته و بعد شكل منطقه‌ای و ملی پیدا کرده است؟ در شرایط فعلی جهانی ظلم منطقه‌ای بدون ارتباط با نظام استكبار و سلطه جهانی معنی ندارد؛ بنابراین اعتراض به این ظلم اعتراض به نظام جهانی سلطه است ولو ناخودآگاه باشد؛ بنابراین به سرعت می‌توان آن را خودآگاه کرد.

ظلم فقط در ساختار سلطنت نیست؛ ساختار جهانیِ كنونی هم ظالمانه است و دقیق‌تر: دموكراسی غربی ظالمانه است؟ یعنی نظام‌های اومانیستی، نظام‌های جائرانه‌ استكباری‌اند؛ زیرا انسان یا عبد است یا مستكبر علی الله، اگر مستكبر علی الله شد متكبر بر خلق هم خواهد شد؛ یعنی همه‌ی نظام‌های برآمده از استكبار انسان در مقابل خدای متعال، نظام‌های متكبرانه و به طور طبیعی طبقات حاكمه طبقات متكبر و مستكبر هستند.

چرا ما به گونهای حرف می‌زنیم یا تحلیل می‌كنیم و غرب نوع دیگری تحلیل می‌كند كه نه ما او را می‌شنویم و نه او ما را می‌شنود! دیالوگ وقتی شكل می‌گیرد كه در یك پارادایم باشد و در یك فضا بتوانیم سخن بگوئیم، وقتی در پارادایم‌های مختلفی حرف می‌زنیم اصلاً همدیگر را نمی‌فهمیم و سخن ما به گوش آنها نمی‌رسد و سخن آنها هم به گوش ما نمی‌رسد.

در یك مقیاس همین است، ولی در یك مقیاس دیگر می‌فهمند! همه‌ی فهم ناشی از پارادایم‌ها نیست! کسی که دنیا را می‌پرستد مادامی كه دنیایش به خطر نیفتد اصلاً حاضر نیست گوش بدهد و با شما تعامل كند، اصلاً شما را در معادلات جهانی به حساب نمی‌آورد اما وقتی در موازنه‌ی قدرت اثرگذار شدید می‌فهمد، البته در دستگاه خودش می‌فهمد، نه به معنای اینكه درست بفهمد، ثمٌ بكمٌ عمیٌ، دپارتمان درست می‌كند برای اسلام شناسی و شیعه شناسی، تا بفهمد حرف ما چیست. در حالیکه قبل از پیروزی انقلاب چنین نمی‌کرد. تفاهم سطوحی دارد كه در سطحی تابع قدرت است، اگر بترسد لایه‌هایی از فهم برایش باز می‌شود، وقتی از ما ترسی ندارد و اهمیتی به حرف ما نمی‌دهد، هیچ چیزی را نمی‌فهمد. البته چون براساس دیگری تفکر می‌کند؛ البته اگر توجه هم بکند هیچ وقت به عمق معارف ما دست نخواهد یافت.

به این نکته هم باید توجه کرد که بعضی از ما تلقی مان از غرب و امریكا تلقیِ هالیوودی است؛ یعنی بیش از اندازه واقعی‌ برای آن قدرت قائلیم؛ تحت تأثیر رسانه و هنر غربی‌ نسبت به غرب داوری می‌كنیم؛ غرب آن اندازه‌ای كه می‌گوید نیست! نمونه‌اش عراق است، ما با هم درگیر شدیم او میخواست آن جا را حیات خلوت خودش كند و به ما حمله كند اما حالا حیات خلوت ما شده است؛ نه اطلاعاتی كه ادعا می‌كرد دارد و نه قدرت مدیریت و صحنه‌سازی او طوری بود كه بتواند ما را حذف كند، سهم تأثیر ما در عراق كم‌تر نشده بلكه بیشتر شده است.

یك نكته‌ی دیگر هم این است كه بعد از انقلاب اسلامی بیداری اسلامی، از لایه‌های باطنی جامعه اسلامی كم‌كم به مرحله‌ی ظهور در لایه‌های ظاهری جوامع اسلام رسیده است. غرب تلاش می‌كرد بنیان‌های فرهنگی خودش را در اعماق جامعه جا دهد و اراوح را تسخیر كند، یعنی عمیق‌ترین لایه‌های اجتماعی را متحول و به نفع خودش، هویت سازی كند، از این طرف هم بیداری اسلامی آن لایه‌های پنهانی و آن آتش‌ زیر خاكستر را آرام آرام شفاف كرد. غرب یك سابقه‌ی تاریخی سلطه در این مناطق دارد، ساختارهای قدرت و نیروها و گروه ها را می‌شناسد، و نیروهای آماده‌ای هم دارد كه می‌تواند اینها را فعال كند و به میدان بیاورد روش‌های این كار را هم بلد است، نرم افزار، سخت افزار و نیروی انسانی آن را هم دارد، بنابراین می‌تواند تلاش كند همه را هماهنگ كند، غرب حتماً در این زمینه كوتاهی نخواهد كرد و نرم‌افزارهای خوبی هم برای انجام این كار دارد. بسترهای اجتماعی هم دارد، بسترهای اجتماعی‌اش همان لایه‌ی هویت غربی است که عرض كردم؛ حتی هویت ناسیونالیستی را می‌تواند فعال كند و آنها را بر علیه هویت اسلامی تحریك كند که می‌كند، مگر در ایران این كار را نكرد؟! غرب‌گراها و قومیت‌ها را بر علیه انقلاب اسلامی شوراند و در آنها مطالبه ایجاد كرد.

در این هم نباید تردید كنیم كه به هر دلیلی چالش‌های ایجاد شده بستری برای حکومت اسلامی ایجاد كرده است و هویت اسلامی می‌تواند محور وحدت باشد. وقتی این محور در لایه‌های باطنی بود قدرت سازماندهی‌اش كمتر بود، اما الآن راحت می‌توان آن را سازماندهی کرد.

پس به صورت خلاصه هویت اصلی این جوامع هویت ایمانی است و معنایش اینست كه بیشترین احساس تعلقی كه می‌كنند، تعلق به خدای متعال و اولیای الهی و اسلام است و تعلقات دیگر لایه‌های رویین است؛ یعنی فرض كنید اگر در جامعه‌ی مؤمنین تعلقی به نظام غرب پیدا می‌شود این تعلق، تعلق هویتی و از اعماق وجود نیست؛ لذا در روایات هم داریم كه گاهی اوقات مؤمن آلوده به گناه می‌شود، فرمودهاند كه این فاسق العمل اما طیب الروح است، اینطور نیست كه اعماق روحش هم فاسد شده باشد و از مدار توحید و ولایت خارج باشد. پرسیدند آیا ما از این آدم تبری بجوییم، فرمودند از عملش تبری بجویید نه از خودش. این است كه كأنه عمل به هویتش سرایت نكرده و فسقش، هویتش را از مدار بیرون نبرده است؛ بنابراین مدار مؤمن مدار نورانی و ایمانی است و هویت اصلی‌اش هویت نورانی است و این تعلقاتی كه به دنیا پیدا می‌كند و گرایشات مشتركی كه با تمدن‌های مادی در جامعه اسلامی پیدا می‌شود، مربوط به لایه‌های رویین جامعه و هویت ثانوی است بلكه اصلاً به یك معنا هویـت نیست.

از روایات استفاده می‌شود كه ریشه‌ی این هویت هم از آمیزش و اختلاط است، در روایات دارد كه خدای متعال این دو گلی را كه برداشت و با هم عجین كرد بعضی از خصوصیات این دو به هم سرایت پیدا كرد اما دوباره این خصوصیات به مدار خودش برمی‌گردد؛ آنچه كه انسان در جامعه‌ی مؤمنین از مظاهر معیشت و زندگی غربی می‌بیند، ناشی از هویت ایمانی و اصل و باطن وجودشان نیست بلكه ناشی از اختلاط و آمیزشی است كه با دستگاه مادی پیدا شده است و این هم به نسبتی از الزامات عالم دنیاست. در عالم آخرت جهان كفار و اهل كفر از جهان مؤمنین جدا می‌شود و جهنم و بهشت مرزبندی كامل پیدا می‌كند.

نكته‌ی سوم این است كه ابتلائات اجتماعی كه پیش می‌آید، برای تمحیص و خالص شدن جامعه‌ی مؤمنین از تعلقاتی است كه بر اساس این آمیزش در جامعه‌ پیدا می‌شود. الآن این درگیری‌ای كه بین دنیای اسلام و غرب وجود دارد و ابتلائات سنگینی كه برای دنیای اسلام پیش آمده، بستر فهم كاستی‌ها و زشتی‌های تمدن غرب است؛ بستری است كه موجب می‌شود این تعلقات ظاهری از جامعه‌ی غربی و تمدن غربی برداشته شود و جامعه‌ی مؤمنین هم به آنها تعلق نداشته باشد، یعنی پاك شدن لایه‌هایی از جامعه‌ی ایمانی و مؤمنین و هویت ایمانی مؤمنین كه آلوده‌ی به تعلقات دستگاه مادی شده و با ابتلائات اجتماعی به نقطه‌ی تمحیص و خلوص می‌رسد.

نكته‌ی چهارم این است كه این احساس هویت ایمانی گاهی در حوزه‌ی حیات خصوصی است، یعنی انسان وقتی هویت فردی خودش را واکاوی می‌کند می‌بیند كه اصلی‌ترین شاكله‌اش هویت ایمانی است، ولی در حوزه‌ی حیات اجتماعی تعلق به اسلام احساس نمی‌شود؛ هنر امام این بود كه با انقلاب اسلامی آن احساس هویت ایمانی را وارد حیات و هویت اجتماعی كردند؛ یعنی مؤمنین هویت جمعی و روح جمعی ایمانی را احساس كردند؛ روح جمعی‌شان بر مدار ایمانی و هویت ایمانی فعلیت پیدا كرد. و هرگاه هویت جمعی بر اساس یك فرهنگ، شكل بگیرد مبدأ ظهور تمدنی می‌شود.

با این مقدمات به نظر می‌آید آنچه در دنیای اسلام در حال اتفاق است؛ ناشی از همان احیای هویت جمعی ایمانی است كه این هویت جمعی احیاء شده مبدأ درگیری با تمدن مادی و آن تعلقاتی است كه وارد لایه‌های ظاهری دنیای اسلام شده است و مقدمه‌ی پالایش دنیای اسلام از آن لایه‌های آمیخته‌ی به تمدن مادی است.

وقتی این انقلاب‌ها رهبر و سازماندهی ندارند چطور می‌توان به پیروزی آنها امید داشت؟

اگر مطلقاً فاقد رهبری باشند به پیروزی نمی‌رسند ولی اگر رهبریِ غیر مستقیم دارند، همان رهبریِ غیر مستقیم می‌تواند اینهارا در ادامه هدایت كند. به تعبیر دیگر اگر پیدایش‌ آن مستند به یك مدیریت است همان مدیریت می‌تواند در ادامه هم آنها را هدایت كند، طبیعتاً هر چه این ارتباط قوی‌تر و مستقیم تر باشد ثمر بخشتر است. این حرکت ها وجوشش ها اجتماعی جهان اسلام دارای یك سرچشمه‌ و اراده‌ای است که این تحركات را ساماندهی می‌كند، همان اراده‌ای كه ساماندهی می‌كند همان اراده هم در ادامه می‌تواند رهبری كند؛ به نظر می‌آید انقلاب اسلامی آنها را رهبریِ غیر مستقیم می‌كند و این رهبریِ غیر مستقیم در ادامه هم می‌تواند وجود داشته باشد. و بالاتر اینکه یك لایه‌ی از هدایت باطنی در آن جا اتفاق می‌افتد. آیا نمی‌توان گفت این جریان در سطح‌های باطنی‌تری رهبری می‌شود؟! در این سطح رهبریِ واحد ندارد اما حركت منسجم و هماهنگ است. یك دست پنهانی دارد آن را هماهنگ می‌کند. فقط الگو نیست، جریانی دارد آن را مدیریت می‌كند. مثل 9 دی که در ایران اتفاق افتاد و یک مدیریت باطنی مردم را به صحنه آورد.

بخش عمده‌ای از این انفجارات ناشی از هویت اسلامی این جوامع است و این هم همان جریان برخورد تمدن‌ها است و غرب در زمان بوش در این پیش‌دستی‌ای كه كرد خطا كرد، یعنی حركت نرم خودش را به یك حركت سخت تبدیل کرد، شما این را كم نبینید كه ده سال است ناتو آمده و تحقیرآمیز با ملت‌های منطقه برخورد می‌كند! دولت‌هایشان تسلیم این قدرت‌ها شدند، مثلاً فرض كنید از همین مصر هزاران زن در اختیار امریكاییها در عربستان قرار دادند، این چیزی نیست كه ملت‌ها نفهمند، این جنگ رو در رو است، جنگ نرم نیست! و اتفاقاً در این جنگ سخت كاری كه كردند خودشان را در معرض هجوم دنیای اسلام قرار دادند.

چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین این حرکت با انقلاب اسلامی ایران می‌بینید؟

در نوع مبارزه كه به شدت مشابه انقلاب ایران است، یعنی مبارزات پارلمانی یا مبارزات مسلحانه نیست، امواج مردمی با یك بیداری در مقابل ساختار موجود است.

بعضی‌ها ممكن است به ذهن‌شان بیاید كه به خاطر همین خصوصیتی كه دارد بدل‌سازی از انقلاب اسلامی ایران است كه غرب آن را طراحی كرده است، به نظر من غرب سه نوع بدل‌سازی كرده است؛ بدل اول القاعده است كه نوعی جنگ‌های مسلحانه‌ی مبتنی بر سلفی‌گری دارد، بدل دوم انقلاب‌های مخملی و بدل سوم تركیه است، غرب چون نتوانسته از درون انقلاب اسلامی را در دموكراسی خواهی، لیبرالیسم جهانی و لیبرال دموكراسی جهانی منحل كند، امواج بیرونی ایجاد كرده تا این انفجار را در نقطه‌ی كانونیِ خودش مهار كند. این تحلیل ناشی از این است كه به شدت مدل حركت مثل مدت حركت انقلاب اسلامی است، پس یک تحلیل این حوادث این است که شورش انبوه مردمی بدون یك سازماندهیِ تعریف شده‌ی علمی است، تحلیل دیگر این است که بیداری اسلامی به یك الگو برای مبارزه تبدیل شده است. نظریه دوم خیلی بهتر و قابل دفاع‌تر است تا اینكه ما غرب را این‌قدر مقتدر بدانیم که بگوییم یك دفعه می‌تواند در طول 10 روز جریان‌های 10 میلیونی در كشورها راه بیندازد و ملت‌ها را به صحنه بیاورد، و بعد هم آن را کنترل کند. این اقتدار خیالی برای غرب تصور كردن است.

نسبت این حركات با انقلاب‌های مخملی و رنگی و تحرکات امریکائی چیست؟ قبلاً از شما شنیدیم كه انقلاب مخملی آخرین ترفند غرب برای مصادره جنبش‌های مردمی است که در ایران بحمدالله شكست خورد و بعد از ایران هم در جای دیگری ازجهان انقلاب مخملی محقق نشد. آیا این حرکتها را می‌توان به تحریک آنها دانست؟ آیا ظهور و سقوط این انقلاب ها و نقشی که فعالیت‌های سایت‌های رایانه‌ای داشته اند در این جوشش ها اثر گذار نبوده است؟

هرچند بی‌تأثیر نبوده اما سازماندهی و ساختار آنها با این حرکت ها به کلی متفاوت است؛ هم شعارهایشان هم ایده‌هایشان هم سازماندهی‌شان. در انقلاب مخملی انتخاباتی انجام می‌شد سپس ادعای تقلب می‌شد و بر اساس این ادعا حضور مردم در صحنه که از قبل به وجود آمده بود به حضور خیابانی و به قول خودشان جنبش مدنی تبدیل می‌شد؛ اما در اینجا جنبشی است كه مستقیماً ساختارهای موجود را هدف قرار داده است، به تعبیر دیگر آن جا یك نوع انقلاب دموكراتیك بود، یعنی یك نوع دموكراسی‌خواهی و تكیه به آراء اكثریت بود البته به دروغ و با شانتاژ و فریب اکثریت؛ اما، اینجا مطالبات و انتظارات اجتماعی به یك جنبش‌ بر علیه ساختارهای موجود تبدیل شده است. البته غرب سعی می‌کند این حرکت را کنترل و مصادره کند همانگونه که  جبهه مقابل هم باید به دنبال کنترل این جوشش ها باشد. به هر حال این حرکت کشورهای اسلامی جوششی است كه بیشتر ناشی از احساس حقارتی است كه از ناحیه‌ی نظام استكباری و نظام‌های سلطه و استبدادی در مردم پیدا شده است، به علت تحقیر مسلمین و فرهنگ اسلام از سوی غرب و دولت‌های وابسته‌ی به غرب است.

ایران در این زمینه چه نقشی را باید بازی كند؟

ایران چند كار می‌تواند انجام دهد؛ یكی اینكه جریان‌های حزب اللهی و اصولگرا را كه در دنیای اسلام وجود دارند به سرعت به هم نزدیك كند. نشست‌های مشترك و همایش‌ برگزار کند و مستقیم و غیر مستقیم اینها را به هم مرتبط كند؛ شبكه سازی كند، یك شبكه‌ی تأثیرگذار در جهان اسلام درست كند؛ اخوان المسلمین در كشورهای متعددی نیرو دارند، در حالی كه پشتوانه‌ی عظیمی مثل جمهوری اسلامی هم در اختیارشان نیست، ما می‌توانیم با پشتوانه‌ی جمهوری اسلامی و طرفدارانی كه جمهوری اسلامی دارد، با عنایات خدای متعال اینها را آرایش بدهیم و به شبكه تبدیل کنیم، دوم اینكه در حوزه‌ی فرهنگ عمومی دخالت غرب را مهار كنیم، یعنی پیوسته بیداری‌سازی کنیم و این بیداری را مسیر بدهیم و برای آن ساختارسازی كنیم، یعنی مناسبتهای مذهبی مثل نماز جمعه، اعیاد دینی یا عزاداری‌های اسلامی را بستر بروز آن قرار بدهیم، سعی كنیم آهنگ مذهبی‌ شعارها را تشدید كنیم، آهنگ ضد غربی و ضد سلطه جهانی به وجود آوریم و برای ساختار آینده کشورها در ذهنیت عموم یک عنوان درست كنیم مثل عنوان جمهوری اسلامی یا هر عنوان دیگری كه متناسب با خصوصیات آن كشورها متصور است، بعد آرام آرام یك توجه نخبگانی برای ساختار قانون اساسی ایجاد کنیم.

یك سؤال اینجا پیش می‌آید كه چرا این نوع انقلاب‌ها و این خیزش توده‌ها در خودِ امریكا تحقق پیدا نمی‌كند؟‌ حال اینكه سالهای سال است كه متفكرین غربی از فروپاشیِ تمدن غرب سخن می‌گویند؟

 حتماً فروپاشی غرب باید ناشی از بازتاب اسلام خواهی باشد و الا اگر كمونیست‌ها یا یک اندیشه مادی دیگری در مبارزه، لیبرال دموكراسی را شكست بدهند، این دست به دست شدن قدرت بین اردوگاه‌های تمدن مادی است و چیزی را عوض نمی‌كند، اگر انقلاب اسلامی، یعنی معنویت خواهی و رو آوردن به تعالیم انبیاء و رجعت از دوری خدا و به تعبیر دیگر توبه‌ی بشر اتفاق نیفتد چیزی رخ نخواهد داد، جامعه‌ی غربی در اعماق باطن و مبتنی بر عقلانیت یونان خودمحوری را قبول كرده است. مقتضای عقلانیت یونان خودمحوری بشر در حیات اجتماعی است؛ غرب این را باز تولید، به روز، پیچیده و گسترده كرده است و با آن یك تمدن ساخته است، بشر اگر از این مسیر توبه نكند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

البته حدس من این است كه امکان وقوع موج بعدیِ این جریان در كشورهای اروپایی  و امریکا وجود دارد، یعنی زمینه ی حركت بر علیه نظام استكباری پیدا شده است. چون فطرتها تحت فشار هستند.




طبقه بندی: حماسه 9دی و فتنه،  سوریه،  بمن،  مطلب ومقاله،  انقلاب اسلامی،  لیبی،  مصر،  تونس،  بحرین، 
ارسال توسط حمید
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما کدام عامل سبب دوام و انسجام بیشتر نظام جمهوری اسلامی ایران شده است؟





پیوند های روزانه
سخنان دکتر شریعتی
یادگار انقلاب
کارنامه دفاع مقدس
وصیتنامه ی شهدا
دانشنامه عاشورا
دانشنامه ی مهدویت
تدبر در قرآن
دانشنامه سوره ها

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

خرید vpn

قالب وبلاگ